close
تبلیغات در اینترنت
اثبات کفر ابابکر و عمر و عایشه

اثبات کفر ابابکر و عمر و عایشه

منظره ای زیبا از سواحل بنگلادش منظره ای زیبا از سواحل کولالام پور منظره ای زیبا از سواحل بنگلادش

وب سایت روستای استخرسر
فقط حیدر امیرالمومنین است
خوش آمـــدید

اثبات کفر ابابکر و عمر و عایشه

اثبات کفر ابابکر و عمر و عایشه

یکی از ادله خدشه ناپذیر در کفر ابابکر و عمر و عایشه این است که صداهایشان را در محضر پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله وسلم بلند کرده و شروع به داد و فریاد می کردند. و همچنین نبی مکرم اسلام را با بی ادبی صدا می زدند.

بخاري در صحيحش در كتاب تفسيرالقرآن، سوره الحجرات، آورده است: نافع بن عمرو از ابن ابي مليكه نقل مي‌كند كه گفت:

کاد الخیران ان یهلکا أبا بکر وعمر رضی الله عنهما رفعا أصواتهما عند النبی صلى الله علیه وسلم حین قدم علیه رکب بنى تمیم فأشار أحدهما بالأقرع بن حابس اخى بنى مجاشع وأشار الآخر برجل آخر قال نافع لا احفظ اسمه فقال أبو بکر لعمر ما أردت الا خلافی قال ما أردت خلافک فارتفعت أصواتهما فی ذلک فأنزل الله یا أیها الذین آمنوا لا ترفعوا أصواتکم

دو مرد نيكوكار ابوبكر و عمر نزديك بود هلاك شوند چرا كه ابوبكر و عمر در حضور پيامبر با يكديگر سر و صدا و نزاع كردند. گروهي از بني تميم بر حضرت رسول وارد شده بودند، يكي از آنان اشاره به اقرع بن حابس از قوم بني مجاشع كرد و آن ديگري، مرد ديگري را مد نظر قرار داد كه نافع مي‌گويد نامش را از ياد برده‌ام. ابوبكر به عمر گفت: تو غرضي نداشتي جز مخالفت كردن با من! عمر پاسخ داد: من چنين غرضي نداشتم و به هر حال سر و صدا زياد كردند. فورا خداوند اين آيه را نازل فرمود:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ؛

اي مؤمنان! صدايتان را از صداي پيامبر بلندتر نكنيد و همانگونه كه با يكديگر بلند سخن مي‌گوئيد با پيامبر سخن مگوئيد كه اعمال نيكتان نابود مي‌شود و شما نمي‌دانيد. آنان كه در حضور پيامبر آرام و آهسته سخن مي‌گويند، كساني هستند كه خداوند قلوبشان را به تقوا آزموده است و براي آنان آمرزش و اجري بزرگ خواهد بود. (صحيح بخاري: ج 6، ص 46)

و همچنين بخاري در صحيحش در كتاب الاعتصام بالكتاب و السنه باب ما يكره من التعمق و التنازع آورده است. (صحيح بخاري: ج 8، ص 154)

بخاری در كتاب المغازي ـ وفد بني تميم، نیز آورده است:

هشام بن يوسف گفت: ابن جريح از ابن ابي مليكه نقل كرد كه عبدالله بن الزبير به آنها خبر داد كه گروهي از بني تميم بر پيامبر صلي الله عليه و آله وارد شدند. ابوبكر به پيامبر عرض كرد: قعقاع بن معبد بن زراره را بر آنها امارت ده. عمر گفت: نه خير! اقرع بن حابس را امير كن. ابوبكر گفت: تو هدفي جز مخالفت با من نداشتي؟! عمر گفت: من نمي‌خواستم با تو مخالفت كنم. و بدينسان جدال كردند و صدايشان را بلند كردند كه اين آيه نازل شد يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ای کسانی که ایمان آورده اید! در برابر خدا و رسول تقدم نجوئید.

(صحيح بخاري: ج 5، ص 116؛ همچنین در دیگر کتب مخالفین نیز نقل شده است از جمله: عمدة القاری، العینی، ج ۱۹، ص ۱۸۲؛ أحکام القرآن ابن العربی، ج۴، ص۱۴۵ـ ۱۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴ ، ص۲۲۰؛ الدر المنثور سیوطی، ج۶، ص۸۴؛ تاریخ مدینة دمشق ابن عساکر، ج۹، ص۱۹۲)

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششمwww.pichak.net كليك كنيد

از ظاهر اين روايات چنين بر مي‌آيد كه ابوبكر و عمر علیهمااللعنة

اولاً: در حضور پيامبر به خود اجازه دادند كه بدون اجازه حضرت و بي آنكه از آنها بخواهد كه نظرشان را درباره امارت دادن به يكي از افراد بني تميم اعلام كنند، اظهار نظر كردند

ثانیاً: به اين هم اكتفا نكردند بلكه در حضور مقدسش با هم كشمكش نموده و بدون اعتنا به مقام منيعش و بدون توجه به اخلاق و آداب اسلامي كه بي گمان تمام اصحاب بر ‌آن آگاه بودند سر و صدا كرده و به داد و فریاد و جدال پرداختند.

آن هم در برابر شخصیتی که خداوند متعال تعظیم و توقیر او را قبل از تسبیح خود ذکر کرده است:

«انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا * لتؤمنوا بالله و رسوله و تعزروه و توقروه و تسبحوه»

«همانا ای رسول تو را فرستادیم که شاهد بر خلق باشی بشارت دهی و از عذاب الهی بترسانی * تا شما به خدا و رسول او ایمان آورده و او را عزیز بشمارید و تعظیم کنید و تسبیح خدا کنید.»

اگر اين رويداد در آغاز اسلام رخ داده بود، ممکن بود بهانه‌اي براي ابی بکر و عمر دست و پا شود که به هرحال اینها عرب جاهلی پست بوده اند و با آداب و معاشرت بیگانه بودند. ولي روايتهايي كه هيچ ترديد در آن نيست ثابت مي‌كنند كه اين حادثه در اواخر زندگاني پيامبر به وقوع پيوسته زیرا گروه بني تميم در سال نهم هجري بر پيامبر وارد شدند و به گواهي تمام مورخين و حديث نگاراني كه ورود اين گروه را بر پيامبر نگاشته‌اند و قرآن در آخرين سوره‌هاي نازل شده از آن خبر داده است و فرموده است: «اذا جاء نصر الله و الفتح و رأيت الناس يدخلون في دين الله افواجا»؛ «وقتي نصر و پيروزي خداوند رسيد و ديدي كه مردم فوج فوج در دين خدا داخل مي‌شوند»، ثابت مي‌شود كه پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم بعد از اين حادثه، فقط چند ماهي بيشتر زنده نبودند.

پس چگونه بهانه جويان، عذري براي ابوبكر و عمر در حضور پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم مي‌تراشند و تازه اگر فقط قضيه به همین روايت ختم مي‌شد، مشکل چندانی نمی بود. ولي خداوند كه از گفتن حق ابائي ندارد آن را در کتاب خود که تا ابدالآباد راهنمای بشر است به ثبت رسانده و ابوبكر و عمر را شديداً مورد اعتراض و تهديد قرار داده است.

اما آیا ابابکر و عمر بعد از این واقعه دیگر صدایشان را بلند نکردند. كافي است كه ما رويداد روز پنجشنبه، قبل از شهادت رسول خدا صلي الله عليه و آله به سه روز را يادآور شويم تا ببينيم كه چگونه عمر سخن کفر خود را در محضر گرامی پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم فریاد می زند كه:

دعوا ان الرجل ليهجر حسبنا كتاب الله، رهايش كنيد اين مرد را همانا كه هذيان مي گويد. كتاب خدا ما را بس است.

(سرّ العالمین ص40؛ الطبقات الکبری، ج2، ص243و244 ؛ مسند احمد، ج3، ص346؛ مجمع الزوائد، ج4، ص390 و391)

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم بر آنان فرياد مي‌زند: قوموا عنی و لا ينبغی عندی التنازع، از نزد من خارج شويد كه نزاع و درگيري نزد من سزاوار نيست.

(صحیح بخاری، ج6، ص11؛ طبقات ابن سعد، ج2، ص244)
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششمwww.pichak.net كليك كنيد

از اين مطلب معلوم مي‌شود كه آنان تمام حد و مرزهائي را كه خداوند برايشان ترسيم نموده بود ـ كه در سوره حجرات نيز آمده است ـ زير پا گذاشتند. از طرفی كسي نمي‌تواند بگويد كه اين اختلاف و كشمكش‌ها و سخن پراكني‌ها، به صورت آهسته و نجوائي بوده است!! بلكه از سخن پيامبر که فرمود «لا تنازعوا»، آنها صدا را بلند كردند. تا جائي كه حتي زنها نيز در اين كشمكش شركت جستند و گفتند: بگذاريد رسول خدا برايتان مطلب خود را بنويسد ولي عمر به آنها گفت: شما مانند دوستان حضرت يوسف هستيد كه اگر بيمار شود چشمهايتان را پر از آب مي‌كنيد گريه مي‌كنيد و اگر بهبودي يابد بر گردنش سوار مي‌شويد. رسول خدا صلي الله عليه و آله به او فرمود: عمر! از آنان بگذر؛ آنان از شما بهترند. (كنزل العمال: ج 5، ص 644، ح14134)

از اين رويداد استفاده مي‌شود كه آنان امر خدا را در مورد رسولش ابدا اطاعت نكردند كه مي‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ و َرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

و مقام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ناديده گرفتند و احترام نكردند تا جائي كه حضرتش را به هذيان گوئي متهم ساختند و بزرگترين اهانت به حضرتش نمودند.

و قبلا نيز ابوبكر درحضور پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم سخن بسيار زشت و زننده‌اي را بر زبان رانده بود وقتي به عروة بن مسعود گفت: امصص ببظر اللاب (صحيح بخاري، ج 3، ص 179)

قسطلاني كه شارح بخاري است، درباره اين عبارت گفته است كه از بدترين و قبيح ترين فحش‌ها نزد عرب است (شرح بخاري: ج 4، ص 446)

اكنون ما مي‌پرسيم اگر امثال اين واژه‌هاي قبيح و سخنان بد را در حضور پيامبر مي‌گويند، پس چه معني دارد سخن خداوند كه مي‌فرمايد: ولا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض؛ همانگونه كه با يكديگر سخن مي‌گوئيد، در حضور پيامبر سخن نگوئيد؟!! آیا جز این است که این کلام های زشت و زننده در محضر خاتم الانبیاء چیزی جز کفر ـ گویندۀ کلام ـ به مقام رسالت را نمی رساند؟! آیا نشان دهنده چیزی غیر از کفر او به آیات متعدد قرآن در تعظیم و توقیر پیامبر و احترام ایشان می باشد؟!

ابابکر و عمر و دخترهایشان عایشه و حفصه علیهم اللعنه بارها صدای خود را بر رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم بلند کرده بودند. از جمله اینکه نعمان بن بشیر نقل کرده است که:

قال استأذن أبوبکر على رسول الله صلى الله علیه وسلم فسمع صوت عائشة عالیا وهی تقول والله لقد عرفت ان علیا أحب إلیک من أبى ومنى مرتین أو ثلاثا

در یکى از روزها، «ابو بکر» براى تشرّف به حضور رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله اجازه مىخواست که همزمان صداى «عایشه» را شنید که فریاد مىزند! به خدا سوگند! اینک متوجه شدم که على از پدر من و از خود من در نزد تو محبوبتر است و این جمله را دو بار یا سه بار تکرار کرد.

(مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۷۵؛ سنن أبی داود سجستانی، ج۲، ص۴۷۷؛ فتح الباری ابن حجر، ج۷، ص۱۹؛ سنن الکبرى نسائی، ج۵، ص۱۳۹؛ خصائص أمیر المؤمنین نسائی، ص۱۰۸؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر مناوی، ج۱، ص۲۱۸)

قابل توجه این است که صدای عایشه از بیرون خانه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیده می شد. و هیچ حیایی نمی کرد که صدای خود را بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بلند کرده و جیغ و داد می کشد.

لذا ثابت شد که عایشه و عمر و ابابکر علیهم اللعنة، کافر بودند. و کافر به قرآن بودند زیرا:

اولاً قرآن از بلند کردن صدادر محضر پیامبر نهی کرده بود و اینها مکررا مرتکب چنین معصیتی شدند. زیرا قرآن می فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

ثانیاً پیامبر عظیم الشأن اسلام را مانند افراد دیگر مخاطب قرار می دادند در حالی که در قرآن آمده است: وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ

ثالثاً قرآن فرموده بود که اگر چنین کردید اعمال شما نابود می شود. برفرض اینکه عایشه و ابی بکر و عمر، در اسلام عملی داشته باشند طبق این فراز قرآن اعمالشان نابود شده است: أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ

رابعاً و طبق فراز وَ أَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ انسانهای بی شعورند و متوجه نمی شوند که این کار سبب حبط اعمالشان می شود.

خامساً این سه نفر از تقوای قلب که ادنی مرتبه تقوی است هیچ بهره ای نداشتند زیرا قرآن می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوی لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ؛ همانا آنها که صداهایشان را نزد رسول خدا پائین می آورند آنها افرادی اند که خدا قلبهایشان را به تقوا امتحان کرده است و تنها برای آنها مغفرت و اجر عظیم می باشد.

سادساً با توجه با آیه ای که گذشت، خدا رسالت پیامبر را برای این قرار داده است که او را توقیر و تعظیم کنند و سپس تسبیح خدا را بگویند. پس این ها نه به رسالت حضرت نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اعتقاد داشتند و نه به احترام او وقعی نهادند.

سابعاً با توجه به اینکه خداوند می فرماید: ان الذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لا یعقلون افرادی که تو را از پشت خانه صدا می زنند اکثرآ عقل ندارند، و این آیه در مورد ابی بکر و عمر و برخی دیگر از صحابه نازل شده است ثابت می شود که این افراد انسانهای احمق و بی عقلی اند.

حال آیا یک عمریّ پیدا می شود تا جواب دلایل کفر خلفایش را بدهد و ما همچنان منتظر جوابیم

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 11 تير 1393 بازدید : 193
ادامه مطلب
نظرات پست
  1. در تاريخ 1393/4/20 ساعت 3:57
    سامانه پیامک گفت :

    با سلام خدمت شما مدیر محترم

    برای داشتن یک سامانه حرفه ای و رایگان همین حالا اقدام نمائید. سامانه sms5002.ir به شما یک پنل پیامک کاملا اختصاصی رایگان می دهد با این سامانه پنل ارتباطی جدیدی بین سایت و کاربران خود آغاز کنید. برای فعال سازی همین حالا اقدام نمائید.

    جهت ثبت نام به آدرس زیر مراجعه نمائید

    sms5002.ir/register.php


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب مرتبط

ابزار هدایت به بالای صفحه

فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر