close
تبلیغات در اینترنت
وب سایت شخصی مهدی مظفری - 5

وب سایت شخصی مهدی مظفری - 5

منظره ای زیبا از سواحل بنگلادش منظره ای زیبا از سواحل کولالام پور منظره ای زیبا از سواحل بنگلادش

وب سایت روستای استخرسر
فقط حیدر امیرالمومنین است
خوش آمـــدید

هرکس بغض ابوطالب را داشته باشد،کافر است+تصویر

قابل توجه وهابیون
راغب اصفهانى در محاضرات الأدباء می‌نویسد:
وقال سفیان بن عیینة من أبغض أبا طالب فهو کافر فقیل لمه قال لأن النبی کان یحبه ولذلک قال الله تعالى «إنک لا تهدی من أحببت» ومن أبغض من یحبه رسول الله فهو کافر .
سفیان بن عیینه گفت: هرکس ابوطالب را دشمن بدارد، کافر است. از او سؤال کردند دلیل این مطلب چیست؟ در جواب گفت: زیرا رسول خدا او را دوست دارد و به همین خاطر خداوند فرموده است: « تو نمى‏ توانى کسى را که دوست دارى هدایت کنى‏» و کسى که دشمن بدارد فردى را که رسول خدا او را دوست دارد، کافر است.
الراغب الأصفهانی، ابوالقاسم الحسین بن محمد بن المفضل(متوفای502هـ)، محاضرات الأدباء ومحاورات الشعرء والبلغاء، ج 2 ص 498 ، تحقیق: عمر الطباع، ناشر: دار القلم - بیروت - 1420هـ- 1999م.جهت دیدن تصویر کتاب،کلیک کنید
راغب اصفهانی کیه؟
ذهبى در ترجمه او مى‌نویسد:
الراغب .
العلامة الماهر المحقق الباهر أبو القاسم الحسین بن محمد ابن المفضل الأصبهانی الملقب بالراغب صاحب التصانیف . کان من أذکیاء المتکلمین .
راغب اصفهانی ؛ علامه ی ماهر، محقق ورزیده، ملقب به راغب،صاحب چندین کتاب و از متکلمین پرهیزگار بود.
سیر أعلام النبلاء ج18ص121، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی
سفیان بن عیینه کیه؟
باز ذهبی در موردش می گوید:
سفیان بن عیینه ( ع )
الإمام الکبیر حافظ العصر شیخ الإسلام...
سیر أعلام النبلاء ج8ص454، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقیق : شعیب الأرناؤوط , محمد نعیم العرقسوسی
ممکن است کسى از آیه مطرح شده این مطلب را استفاده کند که رسول خدا صلى الله علیه وآله دوست داشت که ابوطالب را هدایت کند؛ اما نتوانست .
در پاسخ این عده می‌گوییم: 
دوستى رسول خدا صلى الله علیه وآله بهترین دلیل بر ایمان ابوطالب علیه السلام است؛ چرا که به نص صریح قرآن کریم دوست داشتن کافر حرام است: خداوند می‌فرماید:
لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَمَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی‏ شَیْ‏ءٍ. آل عمران/28.
افراد باایمان نباید به جاى مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هر کس چنین کند، هیچ رابطه ‏اى با خدا ندارد .
و نیز می‌فرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِم. الممتحنه/ 13 .
اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! با قومى که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستى نکنید
طبیعى است که مشرک مورد غضب خداوند است . آیا رسول خدا صلى الله علیه وآله می‌تواند کسى را که خداوند بر او غضب کرده است، دوست داشته باشد؟و این نیز،یکی از صدها تضاد صحیح بخاری با قرآن می باشد،آنجا که در این کتاب از قول پیامبر(ص) !! چنین آمده که حضرت ابوطالب(ع) در جهنم می باشد!

حدثنا مُسَدَّدٌ حدثنا یحیى عن سُفْیَانَ حدثنا عبد الْمَلِکِ حدثنا عبد اللَّهِ بن الْحَارِثِ حدثنا الْعَبَّاسُ بن عبد الْمُطَّلِبِ رضی الله عنه قال لِلنَّبِیِّ ما أَغْنَیْتَ عن عَمِّکَ فإنه کان یَحُوطُکَ وَیَغْضَبُ لک قال هو فی ضَحْضَاحٍ من نَارٍ وَلَوْلَا أنا لَکَانَ فی الدَّرَکِ الْأَسْفَلِ من النَّارِ
عباس بن عبدالمطلب می گوید:به رسول خداص گفتم:چه کاری برای عمویت انجام دادی؟زیرا از تو حمایت می کرد و به خاطر تو،خشمگین می شد.فرمود:او در عمق کمِ جهنم به سر می برد! و اگر من نبودم،در درکِ اسفل جهنم قرار می گرفت
الجامع الصحیح المختصر ج3ص1408، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی ، دار النشر : دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقیق : د. مصطفى دیب البغا


|
نویسنده: مهدی | تاریخ : یکشنبه 23 شهريور 1393 بازدید : 18
ادامه مطلب

عکسی تحسین برانگیز از غزه

افسران -  عکسی تحسین برانگیز از غزه

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 01 مرداد 1393 بازدید : 9
ادامه مطلب

یادداشت دکتر حسن فرحان المالکی نویسنده سعودی در مورد شیعه

یادداشت دکتر حسن فرحان المالکی نویسنده سعودی در مورد شیعه

 

عکس: ‏یادداشت دکتر حسن فرحان المالکی نویسنده سعودی در مورد شیعه

دكتر حسن فرحان المالكی نویسنده سعودی، در یادداشت جدید خود نوشت: شیعیان در روز قیامت حق دارند افتخار كنند و به (حضرت) علی و زهرا بگویند بخاطر شما بر ما ظلم كردند، ما را آواره كردند و مرارتها كشیدیم.
وی افزوده است: آنها روز قیامت شرمنده نخواهند شد چرا كه در كارنامه آنها محبت منافقین و ظالمین وجود ندارد.
المالکی در ادامه یادداشت خود آورده است: وقتی نوبت ما می‌رسد و نامه اعمال ما رو می‌شود همه خواهند دید كه در كارنامه ما محبت منافقین، ظالمین،‌ معاویه،‌ حجاج، یزید و متوكل عباسی موج می‌زند، چه كسی در روز قیامت به جای ما می‌تواند برای این كار ما توجیه بیاورد و در برابر خدا از ما دفاع كند؟ سب و شتم، فرافكنی و ایجاد ترس و رعب در حق شیعیان، دیگر بس است. چرا كه هیچ فایده‌ای در آن نیست.‌ ای كاش از شیعیان معنای صبر و اخلاق و معنویت را بیاموزیم. گوارا باد بر شیعیان این خصلت‌ها.‏

دكتر حسن فرحان المالكی نویسنده سعودی، در یادداشت جدید خود نوشت: شیعیان در روز قیامت حق دارند افتخار كنند و به (حضرت) علی و زهرا بگویند بخاطر شما بر ما ظلم كردند، ما را آواره كردند و مرارتها كشیدیم.
وی افزوده است: آنها روز قیامت شرمنده نخواهند شد چرا كه در كارنامه آنها محبت منافقین و ظالمین وجود ندارد.
المالکی در ادامه یادداشت خود آورده است: وقتی نوبت ما می‌رسد و نامه اعمال ما رو می‌شود همه خواهند دید كه در كارنامه ما محبت منافقین، ظالمین،‌ معاویه،‌ حجاج، یزید و متوكل عباسی موج می‌زند، چه كسی در روز قیامت به جای ما می‌تواند برای این كار ما توجیه بیاورد و در برابر خدا از ما دفاع كند؟ سب و شتم، فرافكنی و ایجاد ترس و رعب در حق شیعیان، دیگر بس است. چرا كه هیچ فایده‌ای در آن نیست.‌ ای كاش از شیعیان معنای صبر و اخلاق و معنویت را بیاموزیم. گوارا باد بر شیعیان این خصلت‌ها.

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 01 مرداد 1393 بازدید : 19
ادامه مطلب

معناى سجود

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 01 مرداد 1393 بازدید : 9
ادامه مطلب

خداوند وهابيت به صورت نوجوان و مو فرفرى است !!!!

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 01 مرداد 1393 بازدید : 7
ادامه مطلب

دكتر مصري ازطریق قرآن به اثبات تعداد امامان شیعه پرداخته.

دكتر مصري ازطریق قرآن به اثبات تعداد امامان شیعه پرداخته.


دكتر مجدي وهبة الشافعي *خطيب واستاد دانشگاه دینی الأزهر با تحقیقات خود به ارقام واعداد جالبی دست پیدا کرده که باعث شگفت همگان شده است. 
باتوجه به اینکه تعداد وارقام درقرآن بی دلیل نبوده ودارای هدف خاصی هست همچون تعداد کلمه یوم(روز) که 365 بارتکرارشده وهمانا تعداد روز دریک سال میباشد ویاكلمه شهر(ماه) که درقران 12بارآمده که همان تعداد ماههادریک سال میباشد ومثالهای زیاد دیگری...
وباتوجه به این معلومات، تحقیقات خود رادراین زمینه انجام داده وبه این نتایج جالب رسیده..... ***که کلمه امام دوازده بار آمده وباتعداد امامان شیعه یکی میباشد.کلمه امام دراین آیات میباشد: 
البقره 124
التوبه 12
هود 17
الاسراء 70
الانبياء 72
القصص 5
الحجر 79
السجدة 24
يس 12 
القصص 41
الفرقان 74
الأحقاف 12
*کلمه شیعه یامشتقات آن 12بار درقرآن آمده.
***کلمه العصمه(عصمت) که شیعیان اعتقاد دارندکه 12امام(ع) وفاطمه زهرا(س)و حضرت محمد مصطفی (ص) معصومند درقرآن 14بار تکرار شده؛ در این آیات:
النساء 146
آل عمران 101
النساء 175
المائدة 67
آل عمران 103
يوسف 32
يونس 27
هود (دوکلمه دراین آیه) 43
الأحزاب 17
غافر 33
الممتحنة 10
الحج 78
كلمه الكساء(یاهمان آل ابا) در قرآن كريم باتمام انواع لفظش، که به نقل از أم سلمة درکتب اهل سنت(صحیحین)همسر پیامبرکه تعدادآنها پنج نفر که شامل نبي محمد (ص) وامام علي وفاطمة الزهراء وحسن وحسين عليهم السلام اجمعين ؛که پنج بار درقرآن آمده:
البقرة 233
البقرة 259
المائدة 89
المؤمنون 14
النساء 5
ماباید افتخارکنیم که شیعه ( اثني عشري )هستیم وکسی یاکسانی درهیچ زمانی قادر به تخریب یا از بین بردن این مکتب برحق نخواهدبود....
*** چرادرقرآن 
تعداد چشمه هایی که نبي موسى برای شرب قومش بوجود آورد
12 چشمه بود؟
وهمچنین تعداد 12 ماه(شهر) درقرآن 
وکلمه الأسباط 12 سبط
والنقباء. 12 
والبروج. 12
و الحواريين 12
وكلمه توحيد (لا اله إلا الله)
12 حرف
و ( محمد رسول الله) 12 حرف
و (النبي المصطفى) 12 حرف
و ( الصادق الأمين). 12 حرف *همانا امامان اهل بیت 12 إمامند
و (أمير المؤمنين) 12 حرف
و (فاطمة الزهراء) 12 حرف
و (الحسن والحسين). 12 حرف
و (الحسن المجتبى) 12 حرف
و (الحسين الشهيد). 12 حرف
و (الإمام السجاد). 12 حرف
و (الإمام الباقر). 12 حرف
و (الإمام الصادق) 12 حرف
و (الإمام الكاظم) 12حرف
و (الإمام الرضاء) 12 حرف
و (الإمام الجواد) 12 حرف
و (الإمام الهادي) 12 حرف
و (الحسن العسكري) 12حرف
و (القائم المهدي). 12 حرف
و (خليفة النبيين) 12 حرف
و(وخاتم الوصيين) 12 حرفاً
( وهؤلاء العترة) 12 حرفاً
و(سادة أهل الجنة) 12 حرفاً
و(محبهم مؤمن تقي) 12 حرفاً
و(عدوهم كافر شقي) 12 حرف
اکنون به شگفتی آيه تطهيردقت کنیم: 
( إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا)
این آیه دارای 47حرف میباشد . تعداد حرفهای اسامی زیر :
فاطمة 5 
علي 3 
حسن 3 
حسين 4 
علي 3 
محمد 4 
جعفر 4 
موسى4 
علي3 
محمد 4 
علي 3 
حسن 3 
محمد 4 
درمجموع 47 حرف.
از انتشاراین اعجاز دریغ نکن...
وصاحب این تحقیقات که درجهت اعتلای حقانیت شیعه درروزگار دروغ وفتنه کوشابوده راازدعای خیر خود بی نصیب نگذار.

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 01 مرداد 1393 بازدید : 15
ادامه مطلب

ابن تیمیه و غیب

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 01 مرداد 1393 بازدید : 12
ادامه مطلب

ابنه ای بودن عمر از کتب اهل سنت: “کان سیدنا عمر مابونا !”

ابنه ای بودن عمر از کتب اهل سنت: “کان سیدنا عمر مابونا !”

ابن سعد در بحث استخلاف عمر می گوید:

قال: أخبرنا إسحاق بن یوسف الأزرق و محمد بن عبد الله الأنصاری و هوذة بن خلیفة قالوا: أخبرنا ابن عون عن محمد بن سیرین قال: قال عمر بن الخطاب: ما بقی فی شیء من أمر الجاهلیة إلا أنی لست أبالی إلى أی الناس نکحت و أیهم أنکحت.

یعنی: عمر میگوید:از احوال وامور جاهلیت چیزی در من باقی نماند الا اینکه هنوز برای من فرق نمی کند که کسی مرا بکند یا من کسی را بکنم. (۱)

بخاری در صحیح خود چاپ هند می گوید:

کان سیدنا عمر مأبونا ًو یتداوی بماء الرجال

یعنی آقای ما عمر ابنه ای بود و با آب مردان خود را مداوا می کرد .

ابن حجر عسقلانی در فتح الباری شرح بخاری چاپ بولاق برای توجیه این مطلب می گوید: ماء الرجال نبت ینبت فی الیمن. یعنی ماءالرجال گیاهی است که در یمن می روید !

و جواب ابن حجر را یکی از بزرگان چه خوب داده است که:ماءالرجال نبت,ینبت بین الصلب و الترائب. و همچنین سیوطی در کتاب تصحیح لغة ابنة چاپ بولاق, و ابن اثیر جزری در اغلاط القاموس به این مطلب تصریح کرده اند.

همچنین احمد بن محمد السیاری در التنزیل و التحریف می گوید: شخصی بر امام صادق علیه السلام وارد شد. و گفت: سلام بر تو ای امیرالمومنین !

امام صادق علیه السلام ایستادند و فرمودند: همانا این اسم تنها مختص مولا امیرالمونین علی بن ابیطالب علیه السلام و هیچ کس صلاحیت آن را ندارد. و کسی راضی نمی شود او را امیرالمونین علیه السلام خطاب کنند مگر اینکه مابون باشد! و اگر ابنه ای نباشد به آن مبتلا می شود. و این قول خداوند است که میفرماید:

إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلَّا شَیْطاناً مَرِیداً (نساء/۱۱۷) یعنی: نمىخوانند جز خدا مگر منفعلها (مادگانی) را، و نمىخوانند مگر شیطان بیفائده را. (۲)

این در حالی است که در بسیاری از روایات آمده مردم ابوبکر , عمر و عثمان را “امیرالمومنین” می نامیدند. و ایشان نیز هیچگاه به این مساله اعتراض نکردند و بلکه از این لقب راضی نیز بودند !

اسناد:

(۱) طبقات الکبری ج۳ص۲۸۹چاپ بیروت سال ۱۳۷۷ه ق ۱۹۵۷میلادی

(۲) مستدرک الوسائل ج۱۰ص۴۰۰, بحارالانوار ۳۷/۳۳۱

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 11 تير 1393 بازدید : 29
ادامه مطلب

اثبات کفر ابابکر و عمر و عایشه

اثبات کفر ابابکر و عمر و عایشه

یکی از ادله خدشه ناپذیر در کفر ابابکر و عمر و عایشه این است که صداهایشان را در محضر پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه وآله وسلم بلند کرده و شروع به داد و فریاد می کردند. و همچنین نبی مکرم اسلام را با بی ادبی صدا می زدند.

بخاري در صحيحش در كتاب تفسيرالقرآن، سوره الحجرات، آورده است: نافع بن عمرو از ابن ابي مليكه نقل مي‌كند كه گفت:

کاد الخیران ان یهلکا أبا بکر وعمر رضی الله عنهما رفعا أصواتهما عند النبی صلى الله علیه وسلم حین قدم علیه رکب بنى تمیم فأشار أحدهما بالأقرع بن حابس اخى بنى مجاشع وأشار الآخر برجل آخر قال نافع لا احفظ اسمه فقال أبو بکر لعمر ما أردت الا خلافی قال ما أردت خلافک فارتفعت أصواتهما فی ذلک فأنزل الله یا أیها الذین آمنوا لا ترفعوا أصواتکم

دو مرد نيكوكار ابوبكر و عمر نزديك بود هلاك شوند چرا كه ابوبكر و عمر در حضور پيامبر با يكديگر سر و صدا و نزاع كردند. گروهي از بني تميم بر حضرت رسول وارد شده بودند، يكي از آنان اشاره به اقرع بن حابس از قوم بني مجاشع كرد و آن ديگري، مرد ديگري را مد نظر قرار داد كه نافع مي‌گويد نامش را از ياد برده‌ام. ابوبكر به عمر گفت: تو غرضي نداشتي جز مخالفت كردن با من! عمر پاسخ داد: من چنين غرضي نداشتم و به هر حال سر و صدا زياد كردند. فورا خداوند اين آيه را نازل فرمود:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ؛

اي مؤمنان! صدايتان را از صداي پيامبر بلندتر نكنيد و همانگونه كه با يكديگر بلند سخن مي‌گوئيد با پيامبر سخن مگوئيد كه اعمال نيكتان نابود مي‌شود و شما نمي‌دانيد. آنان كه در حضور پيامبر آرام و آهسته سخن مي‌گويند، كساني هستند كه خداوند قلوبشان را به تقوا آزموده است و براي آنان آمرزش و اجري بزرگ خواهد بود. (صحيح بخاري: ج 6، ص 46)

و همچنين بخاري در صحيحش در كتاب الاعتصام بالكتاب و السنه باب ما يكره من التعمق و التنازع آورده است. (صحيح بخاري: ج 8، ص 154)

بخاری در كتاب المغازي ـ وفد بني تميم، نیز آورده است:

هشام بن يوسف گفت: ابن جريح از ابن ابي مليكه نقل كرد كه عبدالله بن الزبير به آنها خبر داد كه گروهي از بني تميم بر پيامبر صلي الله عليه و آله وارد شدند. ابوبكر به پيامبر عرض كرد: قعقاع بن معبد بن زراره را بر آنها امارت ده. عمر گفت: نه خير! اقرع بن حابس را امير كن. ابوبكر گفت: تو هدفي جز مخالفت با من نداشتي؟! عمر گفت: من نمي‌خواستم با تو مخالفت كنم. و بدينسان جدال كردند و صدايشان را بلند كردند كه اين آيه نازل شد يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ای کسانی که ایمان آورده اید! در برابر خدا و رسول تقدم نجوئید.

(صحيح بخاري: ج 5، ص 116؛ همچنین در دیگر کتب مخالفین نیز نقل شده است از جمله: عمدة القاری، العینی، ج ۱۹، ص ۱۸۲؛ أحکام القرآن ابن العربی، ج۴، ص۱۴۵ـ ۱۴۶؛ تفسیر ابن کثیر، ج۴ ، ص۲۲۰؛ الدر المنثور سیوطی، ج۶، ص۸۴؛ تاریخ مدینة دمشق ابن عساکر، ج۹، ص۱۹۲)

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششمwww.pichak.net كليك كنيد

از ظاهر اين روايات چنين بر مي‌آيد كه ابوبكر و عمر علیهمااللعنة

اولاً: در حضور پيامبر به خود اجازه دادند كه بدون اجازه حضرت و بي آنكه از آنها بخواهد كه نظرشان را درباره امارت دادن به يكي از افراد بني تميم اعلام كنند، اظهار نظر كردند

ثانیاً: به اين هم اكتفا نكردند بلكه در حضور مقدسش با هم كشمكش نموده و بدون اعتنا به مقام منيعش و بدون توجه به اخلاق و آداب اسلامي كه بي گمان تمام اصحاب بر ‌آن آگاه بودند سر و صدا كرده و به داد و فریاد و جدال پرداختند.

آن هم در برابر شخصیتی که خداوند متعال تعظیم و توقیر او را قبل از تسبیح خود ذکر کرده است:

«انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و نذيرا * لتؤمنوا بالله و رسوله و تعزروه و توقروه و تسبحوه»

«همانا ای رسول تو را فرستادیم که شاهد بر خلق باشی بشارت دهی و از عذاب الهی بترسانی * تا شما به خدا و رسول او ایمان آورده و او را عزیز بشمارید و تعظیم کنید و تسبیح خدا کنید.»

اگر اين رويداد در آغاز اسلام رخ داده بود، ممکن بود بهانه‌اي براي ابی بکر و عمر دست و پا شود که به هرحال اینها عرب جاهلی پست بوده اند و با آداب و معاشرت بیگانه بودند. ولي روايتهايي كه هيچ ترديد در آن نيست ثابت مي‌كنند كه اين حادثه در اواخر زندگاني پيامبر به وقوع پيوسته زیرا گروه بني تميم در سال نهم هجري بر پيامبر وارد شدند و به گواهي تمام مورخين و حديث نگاراني كه ورود اين گروه را بر پيامبر نگاشته‌اند و قرآن در آخرين سوره‌هاي نازل شده از آن خبر داده است و فرموده است: «اذا جاء نصر الله و الفتح و رأيت الناس يدخلون في دين الله افواجا»؛ «وقتي نصر و پيروزي خداوند رسيد و ديدي كه مردم فوج فوج در دين خدا داخل مي‌شوند»، ثابت مي‌شود كه پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم بعد از اين حادثه، فقط چند ماهي بيشتر زنده نبودند.

پس چگونه بهانه جويان، عذري براي ابوبكر و عمر در حضور پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم مي‌تراشند و تازه اگر فقط قضيه به همین روايت ختم مي‌شد، مشکل چندانی نمی بود. ولي خداوند كه از گفتن حق ابائي ندارد آن را در کتاب خود که تا ابدالآباد راهنمای بشر است به ثبت رسانده و ابوبكر و عمر را شديداً مورد اعتراض و تهديد قرار داده است.

اما آیا ابابکر و عمر بعد از این واقعه دیگر صدایشان را بلند نکردند. كافي است كه ما رويداد روز پنجشنبه، قبل از شهادت رسول خدا صلي الله عليه و آله به سه روز را يادآور شويم تا ببينيم كه چگونه عمر سخن کفر خود را در محضر گرامی پيامبر صلی الله علیه وآله وسلّم فریاد می زند كه:

دعوا ان الرجل ليهجر حسبنا كتاب الله، رهايش كنيد اين مرد را همانا كه هذيان مي گويد. كتاب خدا ما را بس است.

(سرّ العالمین ص40؛ الطبقات الکبری، ج2، ص243و244 ؛ مسند احمد، ج3، ص346؛ مجمع الزوائد، ج4، ص390 و391)

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلّم بر آنان فرياد مي‌زند: قوموا عنی و لا ينبغی عندی التنازع، از نزد من خارج شويد كه نزاع و درگيري نزد من سزاوار نيست.

(صحیح بخاری، ج6، ص11؛ طبقات ابن سعد، ج2، ص244)
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششمwww.pichak.net كليك كنيد

از اين مطلب معلوم مي‌شود كه آنان تمام حد و مرزهائي را كه خداوند برايشان ترسيم نموده بود ـ كه در سوره حجرات نيز آمده است ـ زير پا گذاشتند. از طرفی كسي نمي‌تواند بگويد كه اين اختلاف و كشمكش‌ها و سخن پراكني‌ها، به صورت آهسته و نجوائي بوده است!! بلكه از سخن پيامبر که فرمود «لا تنازعوا»، آنها صدا را بلند كردند. تا جائي كه حتي زنها نيز در اين كشمكش شركت جستند و گفتند: بگذاريد رسول خدا برايتان مطلب خود را بنويسد ولي عمر به آنها گفت: شما مانند دوستان حضرت يوسف هستيد كه اگر بيمار شود چشمهايتان را پر از آب مي‌كنيد گريه مي‌كنيد و اگر بهبودي يابد بر گردنش سوار مي‌شويد. رسول خدا صلي الله عليه و آله به او فرمود: عمر! از آنان بگذر؛ آنان از شما بهترند. (كنزل العمال: ج 5، ص 644، ح14134)

از اين رويداد استفاده مي‌شود كه آنان امر خدا را در مورد رسولش ابدا اطاعت نكردند كه مي‌فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ و َرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

و مقام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را ناديده گرفتند و احترام نكردند تا جائي كه حضرتش را به هذيان گوئي متهم ساختند و بزرگترين اهانت به حضرتش نمودند.

و قبلا نيز ابوبكر درحضور پيامبر صلی الله علیه وآله وسلم سخن بسيار زشت و زننده‌اي را بر زبان رانده بود وقتي به عروة بن مسعود گفت: امصص ببظر اللاب (صحيح بخاري، ج 3، ص 179)

قسطلاني كه شارح بخاري است، درباره اين عبارت گفته است كه از بدترين و قبيح ترين فحش‌ها نزد عرب است (شرح بخاري: ج 4، ص 446)

اكنون ما مي‌پرسيم اگر امثال اين واژه‌هاي قبيح و سخنان بد را در حضور پيامبر مي‌گويند، پس چه معني دارد سخن خداوند كه مي‌فرمايد: ولا تجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض؛ همانگونه كه با يكديگر سخن مي‌گوئيد، در حضور پيامبر سخن نگوئيد؟!! آیا جز این است که این کلام های زشت و زننده در محضر خاتم الانبیاء چیزی جز کفر ـ گویندۀ کلام ـ به مقام رسالت را نمی رساند؟! آیا نشان دهنده چیزی غیر از کفر او به آیات متعدد قرآن در تعظیم و توقیر پیامبر و احترام ایشان می باشد؟!

ابابکر و عمر و دخترهایشان عایشه و حفصه علیهم اللعنه بارها صدای خود را بر رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم بلند کرده بودند. از جمله اینکه نعمان بن بشیر نقل کرده است که:

قال استأذن أبوبکر على رسول الله صلى الله علیه وسلم فسمع صوت عائشة عالیا وهی تقول والله لقد عرفت ان علیا أحب إلیک من أبى ومنى مرتین أو ثلاثا

در یکى از روزها، «ابو بکر» براى تشرّف به حضور رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله اجازه مىخواست که همزمان صداى «عایشه» را شنید که فریاد مىزند! به خدا سوگند! اینک متوجه شدم که على از پدر من و از خود من در نزد تو محبوبتر است و این جمله را دو بار یا سه بار تکرار کرد.

(مسند احمد بن حنبل، ج۴، ص۲۷۵؛ سنن أبی داود سجستانی، ج۲، ص۴۷۷؛ فتح الباری ابن حجر، ج۷، ص۱۹؛ سنن الکبرى نسائی، ج۵، ص۱۳۹؛ خصائص أمیر المؤمنین نسائی، ص۱۰۸؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر مناوی، ج۱، ص۲۱۸)

قابل توجه این است که صدای عایشه از بیرون خانه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم شنیده می شد. و هیچ حیایی نمی کرد که صدای خود را بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم بلند کرده و جیغ و داد می کشد.

لذا ثابت شد که عایشه و عمر و ابابکر علیهم اللعنة، کافر بودند. و کافر به قرآن بودند زیرا:

اولاً قرآن از بلند کردن صدادر محضر پیامبر نهی کرده بود و اینها مکررا مرتکب چنین معصیتی شدند. زیرا قرآن می فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

ثانیاً پیامبر عظیم الشأن اسلام را مانند افراد دیگر مخاطب قرار می دادند در حالی که در قرآن آمده است: وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ

ثالثاً قرآن فرموده بود که اگر چنین کردید اعمال شما نابود می شود. برفرض اینکه عایشه و ابی بکر و عمر، در اسلام عملی داشته باشند طبق این فراز قرآن اعمالشان نابود شده است: أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ

رابعاً و طبق فراز وَ أَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ انسانهای بی شعورند و متوجه نمی شوند که این کار سبب حبط اعمالشان می شود.

خامساً این سه نفر از تقوای قلب که ادنی مرتبه تقوی است هیچ بهره ای نداشتند زیرا قرآن می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوی لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ؛ همانا آنها که صداهایشان را نزد رسول خدا پائین می آورند آنها افرادی اند که خدا قلبهایشان را به تقوا امتحان کرده است و تنها برای آنها مغفرت و اجر عظیم می باشد.

سادساً با توجه با آیه ای که گذشت، خدا رسالت پیامبر را برای این قرار داده است که او را توقیر و تعظیم کنند و سپس تسبیح خدا را بگویند. پس این ها نه به رسالت حضرت نبی اکرم صلی الله علیه وآله وسلم اعتقاد داشتند و نه به احترام او وقعی نهادند.

سابعاً با توجه به اینکه خداوند می فرماید: ان الذین ینادونک من وراء الحجرات اکثرهم لا یعقلون افرادی که تو را از پشت خانه صدا می زنند اکثرآ عقل ندارند، و این آیه در مورد ابی بکر و عمر و برخی دیگر از صحابه نازل شده است ثابت می شود که این افراد انسانهای احمق و بی عقلی اند.

حال آیا یک عمریّ پیدا می شود تا جواب دلایل کفر خلفایش را بدهد و ما همچنان منتظر جوابیم

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 11 تير 1393 بازدید : 184
ادامه مطلب

تحریف قرآن در روایات اهل سنت+سند

تحریف قرآن در روایات اهل سنت+سند

مقدمه:

موضوع تحریف قرآن از دیرباز توسط اهل سنت به عنوان اتهامی بر مذهب حقه شیعه وارد شده است. غافل از آنکه هر چه که در احادیث موثق شیعه یافت می شود نوعی اختلاف قرائت است. این نوع قرائت که گاهی به نقصان حروف و یا کلماتی در قرآن فعلی اشاره دارد حقیقت قرآن کریم است که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده و توسط جاننشینان بر حق او بیان شده است.تحریف هم عمدتا زمانی بر کتابی اطلاق می شود که مفاهیم کلی آن نابود شده و تشخیص حق از باطل در آن پوشیده بماند. اگر چه قرائت ائمه شیعه مقداری با قرائت قاریان قرآن تفاوت دارد – همان گونه که خود قاریان با یکدیگر اختلاف قرائت دارند- ولی با صرفنظر از آن و یا با وجود آن هرگز نمی شود عنوان تحریف قرآن را بر آن نهاد.

با این اوصاف تحقیقی در میان روایات اهل سنت انجام دادیم که با تعجب متوجه شدیم اعتقاد به تحریف قرآن در میان آنان بسیار شایع و ظاهر است. و نفهمیدیم چرا قبل از آنکه خود به فکر آیین خویش باشند انگشت اتهام را به سمت شیعه نشانه رفته اند. بنابراین تصمیم گرفتیم از کتاب مقدس الهی دفاع کرده و با رو کردن چنین مطالب موهومی بطلان اعتقاد اهل سنت و حقانیت قرآن کریم که هرگز در آن تحریفی صورت نگرفته را نشان دهیم.

1-اعتقاد اهل سنت به اینکه اکثر آیات قرآن حذف شده است:

ابن مردویه از عمر ابن خطاب نقل کرده که پیامبر گفت:

(( قرآن یک میلیون و بیست و هفت هزار حرف است. هرکس آنرا با صبر و تحمل بخواند خدا به هر حرفی یک حورالعین به او خواهد داد. )) و این در حالی است که قرآن سیصد هزار و اندی حرف است.(1- الدرالمنثور ج 6 ص 422./2- مجمع الزوائد ج 7 ص 163./3-کنز العمال ج 1 ص 517 و541)

2-اعتقاد اهل سنت به اینکه اکثر آیات سوره احزاب حذف شده اند:

از حذیفه چنین روایت شده که :((عمر از من پرسید: سوره احزاب چند آیه دارد؟ گفتم72 یا 73 آیه. گفت: اگر همه آن موجود بود به (( اندازه سوره بقره )) می شد و آیه رجم نیز در آن بوده است. )) و این در حالی است که حاکم این روایت را از جهت سند صحیح دانسته است.(1-کنز العمال ج 2 ص 480./مسند احمد ج 5 ص 132/مستدرک حاکم ج 2 ص415 و ج 4 ص 359/سنن بیهقی ج 8 ص 211) 

3-اعتقاد اهل سنت به اینکه آیاتی از سوره توبه حذف شده اند:

از حذیفه روایت شده:(( آنچه از سوره برائت می خوانید یک چهارم آن است و شما آنرا سوره برائت می نامید در حالی که نام آن سوره عذاب بوده است. )) و سند این روایت نیز صحیح است.(1- مستدرک حاکم ج 2 ص 330./2- الدر المنثور ج 1 ص 105.)

4-اعتقاد اهل سنت به سه سوره خیالی (( خلع )) و (( حفد )) و یک سوره دیگر:

الف: طبق روایات متعددی که از اهل سنت وارد شده است این دو سوره در بعضی قرآنها وجود داشته و عمر ابن خطاب پیش از رکوع آنها را می خوانده است.

ب: طبق روایت ابن ضریس در کتاب فضائل از حماد نقل شده که این دو سوره جزء مصحف ابی ابن کعب بود. در همین کتاب دو سوره فوق را دو سوره موجود در مصحف ابن عباس به قرائت ابی و ابی موسی دانسته است.

ج: همچنین محمد ابن نصر از ابن اسحاق روایت کرده که در مصحف ابی ابن کعب سوره های (( اخلاص و فلق و ناس و خلع و حفد و سوره دیگری )) هم وجودداشت. ( در انتها می آید )

د: محمد ابن نصر نیز از عطاء ابن سائب روایت کرده که ابو عبد الرحمان دو سوره خلع و حفد را برای او خوانده است.

ه: برخی نیز معتقد هستند که این دو سوره در مصحف خود عمر که نزد دخترش حفصه نگهداری می شده بوده است.

متن سوره خیالی خلع:

(( بسم الله الرحمن الرحیم اللهم انا نستعینک و نستغفرک و نثنی علیک و لا نکفرک و نخلع و نترک من یفجرک ))

متن سوره خیالی حفد:

(( بسم الله الرحمن الرحیم اللهم ایاک نعبد و لک نصلی و نسجد و لک نسعی و نحفد و نخشی عذابک و الجد و نرجوا رحمتک ان عذابک بالکافرین ملحق))

و متن سوره ای که ابن اسحاق ادعا کرده در مصحف ابی ابن کعب بوده است.

(( بسم الله الرحمن الرحیم اللهم لا تنزع ما تعطی و لا ینفع ذالجد منک الجد سبحانک و غفرانک و حنانیک اله الحق ))(1-کتاب کنز العمال ج 8 ص 74 و 75 و 78./- النهایه ج 4 ص 238./3-تاریخ مدینه ج 3ص 1009./4-کتاب الام ج 7 ص 147./5- المجموع تالیف نووی ج 3 ص 493.)

5-اعتقاد اهل سنت بر اینکه سوره های فلق و ناس زیادی هستند:

1-در روایات اهل سنت به مواردی برمی خوریم که این دو سوره را تنها دو تعویذ و دعا برای جلوگیری از چشم زخم و آسیب دیگران به افراد می دانند. احمد حنبل از زر چنین روایت می کند: (( به ابی ابن کعب گفتم برادرت (ابن مسعود) معوذتین را از قرآن حذف می کند و او انکار نکرد.)) به سفیان راوی حدیث گفتند: (( منظور او از برادر ابن مسعود است؟ گفت: (( آری. این دو سوره در مصحف ابن مسعود نبود زیرا او هیچ گاه نشنید که رسول خدا این دو سوره را در نماز بخواند. . ))همچنین احمد حنبل روایت کرده که ابن مسعود معوذتین را از صحیفه ها جمع می کرد و می گفت: (( ایندو از کتاب خدا نیستند. ))(1- مسند احمد ج 5 ص 130./2- تاریخ المدینه المنوره ج 3 ص 1101./3- مجمع الزوائد ج 7 ص 149.)

6-اعتقاد اهل سنت به خوردن آیه ای توسط بزغاله و نابودی آن:

از مطالب عجیبی که در روایات اهل سنت آمده است آن است که آیه ای از قرآن که درباره محرم شدن بزرگسالان با شیرخوردن نازل شده بود از قرآن حذف شده است و دلیل حذف آن را اینگونه بیان کرده اند که عایشه آن آیه را روی کاغذ نوشته بودو زیر بالش خود نهاده بود که بزغاله ای آن را خورد و از بین برد!!!!!!!!!!!!!

گویا قرآن نازل شده تنها نزد وی بوده است و سایر نویسندگان وحی از آن بی خبر بودند!!!

از عایشه چنین نقل شده است:(( آیه ای از قرآن نازل شد که 10 بار شیر خوردن را موجب محرم شدن می دانست و سپس آیه ای نازل شد که پنج بار را نیز کافی می دانست و اولی را نسخ نمود و تا زمان رسول خدا جزء قرآن بود و به عنوان قرآن خوانده می شد. ))(1- مسلم ج 4 ص /2- سنن دارمی ج 2 ص 157.)و باز از عایشه چنین نقل شده:(( آیه رجم و آیه شیر خوردن شخص بزرگسال نازل شد و من آن را در کاغذی نوشتم و زیر تخت گذاشتم. هنگام وفات رسول خدا سرگرم بودیم که بزغاله ای آمد و آنرا خورد. ))( سنن ابن ماجه ج 1 ص 625.)

لازم به ذکر است که برخی از فقهای سنی همچون شافعی به استناد این روایات فتوا داده اند که: (( پنج بار شیر خوردن موجب محرمیت می شود و از گروهی مانند سفیان ثوری و مالک ابن انس و عبد الله ابن مبارک و . . نقل شده است که شیر خوردن موجب محرمیت می شود حتی اگر کم باشد به شرط آنکه شیر داخل بدن شود. ))(سنن ترمذی ج 2 ص 309)

همچنین عایشه برای محرم شدن با مردان کسی را نزد خواهرانش می فرستاد تا به او شیر دهند که با اعتراض ام سلمه و زنان پیامبر روبه رو می شد.

7-اعتقاد اهل سنت به حذف آیه (( ان جاهدوا کما جاهدتم اول مره )) از قرآن:

از مسند عمر از مسوربن مخرمه روایت شده که عمرابن خطاب به عبدالرحمن بن عوف گفت: (( آیا قبلا آیه ای به این صورت نبود؟ ان جاهدوا کما جاهدتم اول مره؟ ما که آنرا پیدا نکردیم. )) و عبدالرحمن پاسخ داد: (( از قرآن حذف شده است. ))(کنزالعمال ج2 ص 567)

8-اعتقاد اهل سنت به حذف آیات (( ان انتفائکم . . )) و آیه (( الولد للفراش . . )) از قرآن:

عدی بن عدی بن عمیره بن فروه از پدرش از جدش روایت می کند که عمر از ابی ابن کعب پرسید: (( آیا این آیه از قرآن نبود: ان انتفائکم من آبائکم کفر بکم ؟ )) پاسخ داد: آری. پرسید: آیا این آیه از قرآن نبود: (( الولد للفراش و للعاهر الحجر که با مقداری از آیات از بین رفته است؟ جواب داد: بله.(کنزالعمال ج 6 ص 208)

9-اعتقاد اهل سنت به حذف آیات (( رجم و یک آیه دیگر )) از قرآن:

بخاری در کتاب خود ضمن حدیثی از ابن عباس روایت کرده است که عمر پس از آخرین حج خود و بازگشت به مدینه به منبر رفت و گفت:(( . . . من می ترسم زمانی بگذرد و طول زمان باعث شود عده ای بگویند به خدا قسم ما آیه رجم را در کتاب خدا ندیدیم و گمراه شوند و به حکم خدا عمل نکنند در حالی که رجم در کتاب خدا حق زنان و مردان متاهلی است که زنا کنند و بینه بر آن قائم شود یا خود اعتراف کنند یا زن از زنا حامله شود. یکی دیگر از آیاتی که در قرآن ما آنرا می خواندیم این آیه است.)) و سپس خواند:(( لا ترغبوا عن آبائکم فانه کفر بکم ان ترغبوا عن آبائکم او ان کفرا بکم ان ترغبوا عن آبائکم ))و نیز آورده که در این روایت عمر گفته است:(( اگر نمی گفتند که عمر به کتاب خدا اضافه کرده آیه رجم را با دست خودم می نوشتم. ))(1- بخاری ج 8 ص 25 و ج 8 ص 113این مطلب را محدثان دیگری همچون مسلم و ابن ماجه و ابوداوود نیز آورده اند و ترمذی نیز پس از نقل آن بر صحت آن تاکید کرده است./2-مسلم ج 5 ص 116./3-سنن ابن ماجه ج 1 ص 625 و ج 2 ص 835./4- سنن داوود ج 2 ص 343./5- سنن ترمذی ج 2 ص 442 )

10-اعتقاد اهل سنت به حذف آیه (( جهاد در آخر الزمان )) از قرآن:

از عبد الرحمان ابن عوف روایت شده که عمر درباره آیه (( و جاهدوا فی الله حق جهاده )) از وی پرسید:(( آیا این آیه را این گونه نمی خواندیم؟ جاهدوا فی الله حق جهاده فی آخر الزمان کما جاهدتم فی اوله ؟ )) عبد الرحمان گفت: آری! اما این آخر الزمان چه زمانی است؟ عمر گفت: (( زمانی که بنی امیه حاکمان و بنی مغیره وزیران باشند. ))در روایات دیگری آمده است که عبد الرحمان در پاسخ عمر گفت:(( این آیه در میان تعدادی از آیات قرآن حذف شد و از بین رفت.))(1-الدر المنثور ج 4 ص 371./2-کنز العمال ج 2 ص 567.) 

11- اعتقاد اهل سنت به حذف آیه (( الا بلغوا قومنا . . )):

اهل سنت روایت کرده اند که آیه ای درباره شهدای بئر معونه ( گروهی که برای تبلیغ اسلام به نجد رفته بودند و بنی لحیان آنها را به شهادت رساندند ) نازل شد که چنین است: (( الا بلغوا قومنا قد لقینا ربنا فرضی عنا و ارضانا ))(1-بخاری ج 3 ص 204 و 208 و ج 4 ص 35 و ج 5 ص 42./2- مسلم ج 2ص 135./3- مسند احمد ج 3 ص 109 و 210 و 255 و 289./4- سنن بیهقی ج 2 ص199)

12-اعتقاد اهل سنت به حذف آیات (( ذات الدین )) و (( وادی التراب )) از قرآن:

از ابی ابن کعب روایت شده است که رسول خدا فرمود:(( خداوند به من امر کرده برای تو قرآن بخوانم. )) و از جمله آیاتی که خواندند این دو آیه بود: (( لو ان ابن آدم . . . ))ترجمه: (( اگر فرزند آدم ذره ای از مال داشته باشد باز دومی را می خواهد و اگر دومی را بدست آورد سومی را می خواهد و شکم او را چیزی جز خاک پر نخواهد کرد. )) و آیه دیگر این بود:(( ان الدین عند الله الحنیفیه غیر الیهودیه و لا النصرانیه و من یعمل خیرا فلن یکفره ))(1-مستدرک حاکم ج 2 ص 224 و ج 7 ص 140/2-کنز العمال ج 2 ص 567.)

13-اعتقاد اهل سنت به حذف تسبیحات اربعه از قرآن:

ظاهر برخی از روایات اهل سنت آن است که تسبیحات اربعه جزئ قرآن است. به عنوان نمونه از سمره روایت شده است که پیامبر فرمود:(( چهار چیز از بهترین سخن هاست. و از قرآن می باشد. از هر کدام که می خواهی شروع کن. ))(( سبحان الله و الحمد لله و لااله الا الله و الله اکبر ))(1-مسند احمد ج 5 ص 11 و ج 5 ص 20./2-سنن نسایی ج 2 ص 143.)

14-اعتقاد اهل سنت به اینکه عبارات قرآن را می توان تغییر داد:

شاید زشت ترین نظریه این باشد که کسی بگوید می توان الفاظ قرآن را به دلخواه تغییر داد به شرط آنکه عذاب به مغفرت و مغفرت به عذاب تبدیل نشود. در روایات اهل سنت آمده است که شخصی نزد عمر قرآن خواند. عمر به او پرخاش کرد. وی گفت:(( من پیش پیامبر همین گونه خواندم و آن حضرت عکس العملی نشان ندادند.)) همگی نزد رسول خدا رفتند و آن حضرت قرآن آن شخص را تایید کردند ولی عمر ناراحت شد. از اینرو پیامبر به عمر گفتند(( عمر قرآن تمامش صحیح است. به شرط آنکه عذاب به مغفرت و و مغفرت به عذاب تبدیل نشود. ))و همینطور روایت کرده اند که پیامبر گفته:(( قرآن را بر هفت حرف بخوان. که تمامی آنها شافی و کافی است. به شرط آنکه رحمت به عذاب و عذاب به رحمت تبدیل نشود. مانند اینکه بگویی: (( تعال )) یعنی بیا و یا بگویی (( اقبل )) که همان معنی را می دهد و . . . ))(مسند احمد ج 4 ص 30 و ج 5 ص 41 و 51 و ص 124.)

روایات سنیها در این زمینه بسیار زیاد است و از دید خودشان غالبا موثق یا صحیح هستند. به عنوان نمونه رجوع کنید به:1-مجمع الزوائد ج 7 ص 150./2-دیار بکر ج 1 ص 382./3-اسد الغابه ج 5 ص 156/4-الاتقان سیوطی ج 1 ص 168./5-کنز العمال ج 1 ص 550 و 619 و ج 2 ص 52 و 603.)

اصالت قرآن و عدم اعتقاد به تحریف آن در بین شیعیان :

1-قرآن در میان شیعیان فقط یکی است:

(( شیعیان گروهی اندک نیستند که در یک روستای دور افتاده زندگی کنند بلکه در اکثر کشورهای اسلامی زندگی می کنند. و در بعضی کشورها اکثریت مسلمانان را تشکیل می دهند. در میان هزاران مسجد و حسینیه و حوزه علمیه و کتابخانه و خانه های صدها میلیون شیعه تنها یک قرآن یافت می شود و همین امر گواه آن است که شیعیان اعتقادی به تحریف قرآن ندارند. ))

2-قرآن میزان سنجش معارف تشیع است:

(( شیعیان به تبعیت از پیامبر و ائمه معصومین معتقدند قرآن به منزله میزان و مقیاس سنجش روایات و جدا کردن روایت صحیح از جعلی است. امام صادق(ع) از پیامبر اکرم نقل فرمودند: ای مردم هر خبری که از من به شما می رسد و موافق کتاب خداست من گفته ام و آنچه به شما می رسد و مخالف کتاب خداست من نگفته ام. شیعیان که معتقد به وجود چنین معیاری هستند هرگز نمی توانند به تحریف قرآن اعتقاد داشته باشند. ))

3-قرآن دلیل حقانیت مذهب تشیع است:

(( زیرا بسیاری از آیات آن بر خلافت علی و فرزندانش و شیعیانش دلالت دارد. و دلیل اصالت تشیع است. ))

4-قرآن و اهل بیت دویار جدا نشدنی در مکتب تشیع هستند:(( از اساسی ترین اعتقادات شیعیان لزوم تمسک به ثقلین است. که به صورت متواتر و از طریق فزیقین نقل شده است. و قرآن به اهل بیت دعوت می کند و اهل بیت به قرآن. و در اعتقاد شیعیان ایندو تا روز قیامت از هم جدا نمی شوند.))

5-تکریم قرآن توسط شیعیان:

(( در فقه شیعیان و در اعتقاد آنان مس قرآن بدون طهارت و نیز اهانت به آن به هر شکل که باشد مانند قرار دادن آن در جای نامناسب و دراز کردن پاها در برابر آن و . . جایز نیست. و اگر نجاستی با قرآن تماس پیدا کند بر ما واجب است که کتاب الهی را تطهیر کنیم و . . ))

6-اهمیت قرآن در تالیفات شیعیان:

(( شیعیان با آنکه یک پنجم جمعیت مسلمانان را تشکیل می دهند یک سوم کل کتابهایی را که پیرامون قرآن تالیف شده است به خود اختصاص داده اند و این نشان دهنده اهمیتی است که به کتاب الهی می دهند. ))

|
نویسنده: مهدی | تاریخ : چهارشنبه 11 تير 1393 بازدید : 178
ادامه مطلب
صفحات سایت

ابزار هدایت به بالای صفحه

فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر